<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>فتوبلاگ پارس Photoblog Pars </title>
<link>http://poloton.blogfa.com/</link>
<description>عكسها و دست نوشته ها  text &amp; photos</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 14 Aug 2009 15:58:23 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>خرید سکه گلد کوئست</title>
<link>http://poloton.blogfa.com/post-77.aspx</link>
<description>خریدار سکه گلد کوئست طرح پرسپولیس هستم البته من هیچ وابستگی به این شرکت ندارم و فقط از سکه خوشم میاد اگر از طرحهای دیگه اش هم خوشم بیاد شاید حاضر باشم بابتش پول بدم اگر کسی فروشنده است تو بخش نظرات خصوصی تلفن بزاره تا باهاش تماس بگیرم در ضمن بنویسید مربوط به سکه گلدکوئست قیمت پیشنهادی تون فراموش نشه .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باتشکر&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 14 Aug 2009 15:58:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=poloton&amp;postid=77</comments>
<dc:creator>poloton</dc:creator>
<guid>http://poloton.blogfa.com/post-77.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مایکل جکسون درگذشت</title>
<link>http://poloton.blogfa.com/post-76.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;مایکل جکسون سرانجام بعد از 18262 روز زندگی روی کره خاکی عازم دیار باقی شد. آنچه در باورهای دینی که مادرش در کودکی آموخته بود نیز جای داشت. این برنامه به زوایایی از زندگی مایکل می پردازد که کمتر جایی بیان شده و احتمالا شما هم کمتر از آنها خبر دارید. &lt;BR&gt;مایکل جکسون، خواننده مشهور موسیقی پاپ روز پنجشنبه، 25ژوئن - 4 تیر - در سن پنجاه سالگی در لس آنجلس درگذشت. مایکل جوزف جکسون در ۲۹ آگوست ۱۹۵۸، در ایالت ایندیانا در خانواده‌ای کارگری متولد شد. او هفتمین فرزند از ده فرزند است. پدرش در معدن کار می کرد و مادرش باورهای فرقه یهوه(فرقه‌ای مسیحی) داشت.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جکسون از اوایل دوران خردسالی مورد سوء استفاده جسمی و روحی پدرش قرار داشت. او کار بی وقفه، شلاق و کلمات رکیک را تحمل می‌کرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کسانی که تنها حضور این خواننده غربی روی سن و اجرای نمایشهای ویدیویی او را دیده و اغلب تصاویر خانه رویایی او را تماشا کرده اند شاید حتی تصور هم نکنند که این هنرمند سیاه پوست - که بعدها رنگ پوست خود را هم تغییر داد - چنین زندگی سختی را تجربه کرده باشد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سوء استفاده ها، زندگی او را در بزرگسالی تحت شعاع قرار داد. مثلا در جریان یک جر و بحث خانوادگی پدر مایکل او را از یک پا، سر و ته آویزان کرد و «بارها و بارها به کمر و پشت او کوبید». &lt;BR&gt;این خواننده در مصاحبه‌ای در ۱۹۹۳، برای اولین بار آشکارا درباره سوء استفاده‌های دوران کودکی اش سخن گفت. او گفت که در کودکی اغلب از تنهایی می‌گریست و گاهی اوقات با دیدن پدرش بیمار می‌شد یا حالت تهوع به او دست می‌داد. در مصاحبه بسیار معروف دیگری در سال ۲۰۰۳ ، او در حالی که درباره سوء استفاده‌های دوران کودکی اش صحبت می‌کرد دست بر صورت گذاشت و گریست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مایکل جکسون از پنج سالگی وارد کار نوازندگی و خوانندگی شد.آغازین برنامه های روی سن او که حالا یک گروه تشکیل داده بود اغلب در کلوپهای شبانه سیاه پوستان بود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در سیر تحولات سیاسی - اجتماعی ایالات متحده که جایگاه بخشی به سیاه پوستان برای بهبود چهره آمریکا در افکار عمومی را در دستور کار قرار داشت مایکل جکسون مورد توجه بیشتری قرار گرفت و با امضاء چند قرارداد مهم و تولید چند آلبوم او هم به باشگاه افراد مشهور وارد شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اما این تمام داستان نبود چرا که مایکل سیاهپوست بعد از شهرت کم کم رنگ پوست خود را تغییر داد. این بار اما گفته شد چون او مبتلا به یک بیماری پوستی است که بدنش را به نور خورشید حساس می کند و آرایش برای مخفی نگه داشتن لک های بیماری او اجتناب ناپذیر است رنگ پوست مایک هم به سفید نزدیکتر شده است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;عملهای پیاپی و ناموفق بینی این خواننده مشهور پاپ هم یکی دیگر از نکات حاشیه ای زندگی پر فراز و نشیب جکسون بود. او به قدری بینی خود را عمل کرد که در نهایت غضروف آن از بین رفت و به تشخیص پزشکان برای ثابت ماندن شکل بینی اش از پروتز استفاده کرد.&lt;BR&gt;مایکل جکسون حتی برای عضلانی نشان دادن بدنش برای بازی در یک فیلم تخیلی روی چانه اش یک فرورفتگی ایجاد کرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;او دست کم دو بار به اتهام تجاوز به نوجوانان 14 و 12 ساله در دادگاه محاکمه شد ولی آنچنانکه مجله های پرطرفدار امریکایی نوشتند هر دو بار به لطف وکلای حرفه ای از دست قانون گریخت و چیزی ثابت نشد.&lt;BR&gt;اشتهای سیری ناپذیر مایکل جکسون برای شهرت باعث شد او خبرها و داستانهای خیالی از خود به رسانه ها بدهد از جمله خرید استخوانهای یک مرد فیل نما و خوابیدن زیر چادر اکسیژن برای حفظ جوانی &lt;BR&gt;ازدواجهای ناموفق، تهدید به پرتاب کردن فرزند نوزاد از پنجره هتل، سندروم شک درباره قضاوت دیگران درباره جثه او و ... دیگر بخشهای زندگی سراسر حاشیه مایکل جکسون را تشکیل داد. &lt;BR&gt;او در چند مورد نیز هزینه هایی را صرف امور خیریه و عام المنفعه کرد.&lt;BR&gt;سرانجام روز پنجشنبه مایکل جکسون سرانجام بعد از 18262 روز زندگی روی کره خاکی عازم دیار باقی شد.&lt;BR&gt;حالا دیگر روزنامه نگار یا خبرنگار جنجالی نیست که بنویسد او از مریخ امده شبها مرغ زنده می خورد و تا دیرهنگام می رقصد.&lt;BR&gt;ولی براساس آنچه در باورهای مذهبی مادر مایکل بود او حالا به جهانی دیگر منتقل شده جایی که معیارهای شهرتش با این جهان بسیار متفاوت است.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 28 Jun 2009 22:26:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=poloton&amp;postid=76</comments>
<dc:creator>poloton</dc:creator>
<guid>http://poloton.blogfa.com/post-76.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نابرده رنج </title>
<link>http://poloton.blogfa.com/post-75.aspx</link>
<description>بعد مدتها تلاش تونستم مدرکم لیسانسم رو از دانشگاه بگیرم حالاست که میگن نابرده رنج مدرک نمیدهند جان برادر کار کن !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی کارگر رو فرانسه میبرند؟  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 30 May 2009 17:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=poloton&amp;postid=75</comments>
<dc:creator>poloton</dc:creator>
<guid>http://poloton.blogfa.com/post-75.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>این 4 نفر</title>
<link>http://poloton.blogfa.com/post-74.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;دوستان به نظر شما چه کسی رییس جمهور میشه ؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سرانجام نتیجه بررسی صلاحیت نامزدهای انتخاباتی توسط شورای نگهبان اعلام شد و 4 کاندیدایی که پیش از این انتظار می رفت برای انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری نامزد شوند قرار است با هم رقابت کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;محمود احمدی نژاد، محسن رضایی، مهدی کروبی و میرحسین موسوی افرادی هستند که برای نشستن بر کرسی متعلق به دهمین رییس جمهوری ایران تلاش خواهند کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;محمود احمدی نژاد&lt;BR&gt;محمود احمدی نژاد در ۶ آبان سال ۱۳۳۵ در بخش آرادان از توابع گرمسار در استان سمنان به دنیا آمد. پدرش آهنگر بود و هفت فرزند داشت. احمدی نژاد ، که چهارمین فرزند خانواده‌ است، به همراه خانواده در سن یک سالگی از آن شهرستان به تهران آمده و ساکن تهران شدند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وی دوران تحصیل خود را تا مقطع پایانی متوسطه در مدرسه‌های تهران از جمله مدرسه سعدی و مدرسه دانشمند پشت سرگذاشت و با کسب رتبه ۱۳۲ از کنکور سراسری در سال ۱۳۵۴ در رشته مهندسی راه و ساختمان دانشگاه علم و صنعت ایران دوره تحصیلات عالی را شروع کرد. در سال ۱۳۶۵ در مقطع کارشناسی ارشد همان دانشگاه پذیرفته شد و در سال ۱۳۶۸ نیز به عضویت در هیأت علمی دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت درآمد. در سال ۱۳۷۶ و هم‌زمان با داشتن سمت استاندار اردبیل، موفق به دریافت مدرک تحصیلی دکترا در رشته مهندسی و برنامه‌ریزی حمل و نقل ترافیک شد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وی در دوران جنگ ایران و عراق به عنوان داوطلب بسیج در قسمت‌های متعدد جبهه حضور پیدا کرد و تا سال ۱۳۶۵ در فعالیت‌های پشتیبانی و مهندسی رزمی تلاش کرد و در سال ۱۳۶۵ داوطلبانه به تیپ ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و با طی دوره‌ای در قرارگاه رمضان در عملیات برون‌مرزی کرکوک شرکت نمود و بعد از آن نیز به عنوان مسئول مهندسی رزمی لشکر ۶ ویژه سپاه به خدمت پرداخت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;احمدی نژاد در دههٔ شصت ، چهارسال سمت معاون و فرماندار ماکو و خوی در استان‌ آذربایجان غربی و ۲ سال سمت مشاور استاندار کردستان را بر عهده داشت. از سال ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۶ در شرایطی که به عنوان مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ و آموزش عالی فعالیت می‌کرد به عنوان اولین استاندار استان جدید التأسیس اردبیل منصوب شد. وی پس از پایان فعالیت در اردبیل، در سال ۱۳۷۷ کاندیدای نخستین دوره انتخابات شورای شهر تهران و در سال ۱۳۷۸ کاندیدای ششمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی از تهران بود که در هر دو انتخابات ناکام شد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;احمدی‌نژاد در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۲ و به دنبال پیروزی فهرست آبادگران در انتخابات دوم شورای اسلامی شهر تهران به عنوان شهردار این شهر توسط این شورا انتخاب شد. سپس در انتخابات ریاست جمهوری نهم ثبت نام کرد و با هاشمی رفسنجانی، مهدی کروبی، مصطفی معین، محسن مهرعلیزاده و محمد باقر قالیباف رقابت کرد و موفق شد به مرحله دوم انتخابات راه یابد. در مرحله دوم نیز با پیروزی بر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور شد و حال کاندیدای ریاست جمهوری دوره دهم شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;محسن رضایی&lt;BR&gt;محسن رضایی میرقائد (زاده ۱۳۳۳ در مسجد سلیمان) دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام است. نام اصلی وی سبزوار رضایی میرقائد بود ولی قبل از انقلاب بیشتر با نام مستعار خود محسن رضایی شناخته می‌شد و زمانی که امام خمینی (ره) حکم فرماندهی سپاه را به نام محسن رضایی صادر کرد او شناسنامه المثنی گرفت که در آن نام خود را رسما به محسن رضایی میرقائد تغییر داده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;رضایی در ابتدای پیروزی انقلاب از افراد پایه‌گذار سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود و پس از آن وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد و به مدت ۱۶ سال از ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۶ فرماندهی این نهاد را برعهده داشت. رضایی در حال حاضر دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و از اعضای کلیدی جناح موسوم به اصول‌گرا است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;محسن رضایی در سال ۱۳۷۸ خود را کاندیدای نمایندگی مجلس شورای اسلامی در تهران کرد و در فهرست «ائتلاف خط امام و رهبری» (معروف به جناح راست) قرار داشت، اما موفق به کسب ارای لازم نشد. او در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴ نیز با شعار انتخاباتی «دولت عشق» حضور یافت، اما به‌طور ناگهانی یک روز پیش از برگزاری انتخابات کناره‌گیری خود را اعلام کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وی در اردیبهشت 88 و با ایده دولت ائتلافی اعلام حضور در انتخابات کرده و بعنوان نامزدی اصولگرا وارد جریان انتخابات شد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مهدی کروبی&lt;BR&gt;مهدی کروبی در سال ۱۳۱۶ در شهرستان الیگودرز استان لرستان متولد شده و در آغاز دهه ۱۳۳۰ خورشیدی، وارد حوزه علمیه شد ، سپس به دانشگاه تهران رفت و در دانشکده الهیات این دانشگاه، به تحصیل پرداخت.او در سال ۱۳۵۸، در انتخابات نخستین دوره مجلس شورای اسلامی شرکت کرد و به عنوان نماینده زادگاهش الیگودرز، وارد مجلس شد. وی در دور دوم، خود را از تهران کاندید کرد و توانست به مقام نایب رئیسی مجلس دست یابد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;کروبی از افرادی بود که همچون موسوی خوئینی‌ها و محمد خاتمی ، با انشعاب از جامعه روحانیت مبارز، به تشکیلات جدید التاسیس مجمع روحانیون مبارز پیوست. مجمع روحانیون، بر خلاف جامعه روحانیت، طرفدار اقتصاد دولتی بود و نظریاتی چپ‌گرایانه‌تر داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دوره چهارم مجلس شورای اسلامی، بر خلاف دور سوم که ریاست آن بر عهده مهدی کروبی بود، به کنترل جناح راست درآمد و چپ ها در اقلیت قرار گرفتند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;با پیروزی اصلاح طلبان در هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران و انتخاب محمد خاتمی، بخت مهدی کروبی برای بازگشت به سیاست باز شد. او در انتخابات مجلس ششم به سال ۱۳۷۸ به عنوان بیست و ششمین منتخب مردم تهران وارد مجلس شد و ریاست مجلس را به عهده گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مهدی کروبی در انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۴ به رقابت با هاشمی رفسنجانی، احمدی‌نژاد، معین، قالیباف، لاریجانی و دیگران پرداخت. او پس از آنکه از راه یابی به مرحله دوم انتخابات باز ماند، نسبت به شمارش آرا اعتراض کرد و در اقدامی اعتراضی یک‌شبه از تمام منصب‌های حکومتی کنار رفت و از مجمع روحانیون مبارز نیز خارج شد تا مقدمات تشکیل یک حزب جدید را فراهم کند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;کروبی بعد از انتخابات ریاست جمهوری حزب اعتماد ملی را تاسیس کرد و در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو نیز کاندیدا شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;کروبی، در سال ۱۳۵۸، به فرمان امام خمینی (ره) رهبر جمهوری اسلامی، بنیاد شهید انقلاب اسلامی را تأسیس کرد.او همچنین در سال ۱۳۶۴ خورشیدی، سرپرستی امور حجاج ایرانی را با فرمان آیت الله خمینی به دست گرفت.کروبی همچنین از اعضای شورای بازنگری قانون اساسی ایران در دهه ۱۳۶۰ بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;میرحسین موسوی&lt;BR&gt;میرحسین موسوی خامنه‌ (زاده ۷ مهرماه ۱۳۲۰ در خامنه) سیاستمدار ایرانی، از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران بوده‌است. وی آخرین نخست وزیر ایران است که پس از رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی، با تغییر قانون اساسی و حذف پست نخست‌وزیری، از فعالیت‌های اجرایی کناره گرفت و عمده فعالیت خود را در فرهنگستان هنر متمرکز کرد.وی در سال ۱۳۴۸ از دانشگاه ملی آن زمان(دانشگاه شهید بهشتی کنونی)در رشته معماری کارشناسی ارشد دریافت نموده و از سال ۱۳۵۸ تاکنون عضو شورای انقلاب فرهنگی است. میر حسین موسوی در طول سال‌های حضور خود در عرصه سیاست به عنوان نخست‌وزیر، وزیر امور خارجه، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و... به فعالیت پرداخت اما از سال ۱۳۷۷ با بر عهده گرفتن ریاست فرهنگستان هنر به فعالیت در این حوزه مشغول شد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;کارهای هنری او بخصوص در زمینه نقاشی دارای کارهای برجسته‌ای است هر چند که نماد شهدای هفتم تیر را نیز او طراحی کرده‌است، به همین مناسبت ریاست فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی را نیز بر عهده دارد. همسر او زهرا رهنورد ریاست دانشگاه الزهرا را به عهده داشت او دانش آموخته علوم سیاسی است با این همه او نیز در عالم هنر دستی دارد تندیس «نرگس عاشقان» ساخته اوست که در میدان مادر (محسنی) در تهران نصب است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سوابق شغلی وی بدین شرح است؛&lt;BR&gt;مدرس دانشگاه ملی (شهید بهشتی) سال ۱۳۵۳ - ۱۳۵۴&lt;BR&gt;استادیار دانشگاه ملی (شهید بهشتی) سال ۱۳۵۴ - ۱۳۵۶&lt;BR&gt;عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی از سال ۱۳۵۷ - ۱۳۶۰&lt;BR&gt;رئیس دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی۱۳۵۸&lt;BR&gt;دبیر و مدیر مسؤول روزنامه جمهوری اسلامی&lt;BR&gt;وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران&lt;BR&gt;نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۶۰ - ۱۳۶۸(آخرین نخست وزیر ایران)&lt;BR&gt;مشاور سیاسی رئیس جمهور&lt;BR&gt;عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام از سال ۱۳۶۸ تاکنون&lt;BR&gt;استادیار علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس ۱۳۶۸ - ۱۳۷۶&lt;BR&gt;مشاور عالی رییس جمهور از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴&lt;BR&gt;رئیس فرهنگستان هنر ایران از سال ۱۳۷۸ تاکنون&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;میر حسین موسوی که در انتخابات ریاست جمهوری دوره هفتم و نهم دعوت اصلاح طلبان برای کاندیداتوری را نپذیرفته بود، در انتخابات پیش رو کاندیدا شده است. او خود گفته است در دوره های یادشده نیازی به حضور خود احساس نمی کرده و لی در شرایط وضعیت کشور به گونه ای است که حضور خود در عرصه را ضروری می دانم.&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;اولین ضربه سخت به برنامه پوپولیستی کروبی &lt;BR&gt;اگر پس از طرح شعار معروف 50 هزارتومانی توسط مهدی کروبی،  4 سال وقت لازم بود تا محمود احمدی‌نژاد در آستانه انتخابات به صراحت از تقسیم 70 هزارتومان پول میان مردم صحبت کند، (رقمی که صحت آن بلافاصله زیر سوال رفت و مورد تردید قرار گرفت)، اینک اما کمتر از دو هفته طول نکشید تا به دنبال ارایه طرح انتشار سهام نفت و توزیع سود آن توسط مهدی کروبی و اقتصاددانان لیبرال حامی وی، محمود احمدی‌نژاد در جمع مدیران نفتی حاضر شود و اعلام کند که اوراق مشارکتی منتشر خواهد کرد که بر اساس آن سود نفت میان ملت توزیع شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به گزارش الف از خبرگزاری‌ها، رئيس‌جمهور امروز پس از حضور در همايش مديران ارشد صنعت نفت، در جمع خبرنگاران از طرح ويژه دولت براي انتشار اوراق مشاركت و توزيع سود صنعت نفت ميان همه ايرانيان خبر داد و گفت: تمام ايراني‌ها مي‌توانند اين اوراق مشاركت را خريداري كرده و در سود آن شريك شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;رئيس جمهور در حالی که طرح مذکور را &quot;جدید&quot;‌ و  راهی &quot;براي رساندن سود صنعت نفت به تمام اقشار ملت&quot; می‌دانست، اظهارداشت: در اين طرح اوراق مشاركتي منتشر خواهد شد و سود صنعت نفت در اختيار تمام مردم و ايراني ها در سراسر دنيا قرار خواهد گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;احمدي نژاد در نهایت وعده داد که: تمام ايراني ها مي توانند اين اوراق مشاركت را خريداري كرده و در سود آن شريك شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وي البته افزود که اين طرح وابستگي ما را به ديگران براي تأمين منابع مالي مورد نياز صنعت نفت كاهش مي دهد و سود صنعت نفت را به طور كامل در اختيار مردم قرار مي دهد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به این ترتیب به نظر می‌رسد انتخابات آینده نبرد وعده‌های پوپولیستی خواهد بود و از آنجاییکه رای‌ها به سمت کسی خواهد رفت که برد کلامش بیشتر باشد، از همینک می‌توان حدس زد که اولین ضربه سخت به برنامه پوپولیستی کروبی را محمود احمدی‌نژاد وارد کرده باشد؛ ضربه‌ای که شاید نفس تیم تبلیغاتی کروبی را تا روز انتخابات بگیرد و حتی ‌بیداری‌ شب انتخابات نیز افاقه نکند.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 30 May 2009 16:56:42 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=poloton&amp;postid=74</comments>
<dc:creator>poloton</dc:creator>
<guid>http://poloton.blogfa.com/post-74.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آب طلب نكرده هميشه مراد نيست شايد بهانه ايست كه قربانيت كنند</title>
<link>http://poloton.blogfa.com/post-71.aspx</link>
<description>:: دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد بابا ستاره اي در هفت آسمان ندارد بر نام پارس دريا، نامي دگر نهادند گويي که آرش ما، تير و کمان ندارد درياي مازني ها، بر کام ديگران شد نادر، ز خاک برخيز، ميهن جوان ندارد دارا کجاي کاري، دزدان سرزمينت بر بيستون نويسند، دارا جهان ندارد آييم به دادخواهي، فريادمان بلند است اما چه سود، اينجا نوشيروان ندارد هرگز نخواب کوروش ، اي مهر آريايي بي نام تو، وطن نيز نام و نشان ندارد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;:: آب طلب نكرده هميشه مراد نيست شايد بهانه ايست كه قربانيت كنند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 20 May 2009 19:53:36 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=poloton&amp;postid=71</comments>
<dc:creator>poloton</dc:creator>
<guid>http://poloton.blogfa.com/post-71.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>افزایش بازدید برای فتوبلاگ ها</title>
<link>http://poloton.blogfa.com/post-69.aspx</link>
<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در اولین قدم باید ببینید نوع فتوبلاگ نویسی شما به چه صورته . آیا از عکس
هایی که خودتون با دوربین عکاسی گرفتید استفاده می کنید ؟؟ یا ترجیح می
دید از عکس هایی که داخل اینترنت پیدا می کنید استفاده کنید ؟؟ یا اصلا
شما از فتوبلاگتون جهت معرفی هنرپیشگان و خوانندگان ، دانلود یا ... استفاده می کنید ؟؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt; 
شما تمامی اینکارهارو می تونید انجام بدید ولی جمع کردن
بازدید برای هرکدوم از این فتوبلاگ ها تفاوت داره . ما سعی می کنیم نکات
کلیدی رو که میتونه بازدید بهتری برای همه شما داشته باشه بیان کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. حتی اگه زیاد هم اهل صحبت کردن نیستید سعی کنید تیتر ، عنوان و مطلب
مناسبی رو برای عکستون بنویسید . باور کنید تا زمانی که نوشته ای برای
عکستون ننویسید هیچ کس توی اینترنت متوجه نمیشه که داخل فتوبلاگ شما همچین
عکسی هست . اینکار رتبه بندی بهتری رو هم در موتور های جستجو ( گوگل ،
یاهو و ... ) براتون به ارمغان میاره پس سعی کنید &lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;همیشه تیتر و عنوانی
مرتبط با عکستون انتخاب کنید&lt;/span&gt; .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. در لینک دادن به فتوبلاگ ها و وبلاگ های مورد علاقتون خساست به خرج
ندهید . مطمئن باشید اینکار خیلی بهتر از اینه که اول درخواست تبادل لینک
رو مطرح کنید . همچنین با اینکار لیستی از فتوبلاگ ها و وبلاگ های مورد
علاقتون تهیه می کنید که می تونید هر چند وقت بهشون سر بزنید و با نظر
دادن اونهارو به فتوبلاگ خودتون دعوت کنید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. مهمترین اصل در دریافت بازدید از موتور های جستجو استفاده از&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt; کلمات
کلیدی&lt;/span&gt; است . شما باید چند کلمه کلیدی در رابطه با فتوبلاگتون پیدا کنید و
بطور گسترده ای از این کلمات استفاده کنید . مثلا اگر فتوبلاگ شما در
رابطه با سینما و تلویزیون است کلمات کلیدی شما می تواند : سینما ، فیلم ،
گلزار و .... باشد . در کل باید کلمات کلیدی شما کلماتی باشند که در بین
مردم رایج تر هستند . بعد از انتخاب کلمات کلیدی سعی کنید بطور مکرر ( ولی
نه آزار دهنده ) از این کلمات در فتوبلاگتون استفاده کنید . از دوستانتون
بخواهید که شما رو با استفاده از این کلمات لینک کنند و کلا سعی کنید این
کلمات را بخوبی در اختیار موتور های جستجو قرار دهید . مدام این را به خود
یادآوری کنید که بغیر از افراد عادی هوشمند، موتور های جستجویی به سایت شما
می آیند که نه زبان شما رو بلدند و نه از عکس ها چیزی متوجه می شوند . آنها
فقط &lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;کلمات کلیدی &lt;/span&gt;را جمع می کنند و می روند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. حتی اگر فقط مایل به نوشتن احساسات و ... خود هستید سعی کنید هر چند
وقت یکبار سری به مطالب روز ( اخبار ، فیلم ها ، بازیگران ، تکنولوژی ها و
.... ) بزنید و از آنها بنویسید . هیچ چیز بیشتر از نوشتن درباره مطالب
روز و جذاب بازدید شما را بالا نمی برد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. سعی کنید حداقل یک روز در میان فتوبلاگتان را برزو کنید . هیچ چیز
بیشتر از یک صفحه قدیمی طرفدارانتان را نامید نمی کند . همچنین با اینکار
موتور های جستجو را وادار می کنید که مطالبتان را با سرعت بیشتری در خود
ذخیره کنند .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. به جای اینکه فقط مطلب بگذارید سعی کنید با طرفدارانتان&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt; ارتباط دوستانه&lt;/span&gt;
بهتری برقرار کنید . جواب نظر هاشان رو در همون قسمت نظرات یا در موضوعی
مخصوص بدهید و انتظاراتشان را بر آورده کنید . دلیل اصلی محبوبیت وبلاگ ها
و فتوبلاگ ها نسبت به سایت ها در این است که تعامل و ارتباط با مدیرشون بسیار راحت تره ،
شما هم سعی کنید اینگونه باشید . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. اگر عکس های فتوبلاگتان را خودتان گرفته اید می تونید فتوبلاگتون رو در
سایت هایی که برای این منظور درست شده اند ثبت کنید . در ایران سایت هایی
مانند   www.akkasee.com اینکار رو انجام می دند . سایت های خارجی زیادی
هم برای معرفی و حمایت فتوبلاگ نویسان اورجینال وجود دارند .&lt;br /&gt;
جهت ثبت در این سایت ها باید آدرس RSS تون رو هم بدید . آدرس RSS هر فتوبلاگ برروی یک عکس نارنجی در سمت راست فتوبلاگ لینک شده .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. اگر هم عکسهاتون ماله خودتون نیست یا بیشتر مطلب می نویسید باز هم می
توانید فتوبلاگتان را در سایت هایی به این منظور ثبت کنید . سایت های
زیادی در این زمینه وجود دارند به عنوان مثال می تونید در لینک زیر
فتوبلاگتون رو در سایت دو در دو ثبت کنید :&lt;br /&gt;
http://dxd.doxdo.com/register/&lt;br /&gt;
جهت ثبت در این سایت ها باید آدرس RSS تون رو هم بدید . آدرس RSS هر فتوبلاگ برروی یک عکس نارنجی در سمت راست فتوبلاگ لینک شده .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
9. سعی کنید Page Rank فتوبلاگتون رو افزایش بدید . برای اینکار بهترین
راه تبادل لینک هست پس با سایت هایی هم که بازدید کمی دارند نیز تبادل
لینک کنید . در رابطه با مبحث Page Rank بعدا مفصل صحبت می کنیم .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
10. و آخرین نکته آموزش امروز یعنی زمان !! باید کمی به موتور های جستجو و
طرفدارانتان زمان بدید تا با شما بیشتر آشنا بشند . در این مدت دست از
بروز کردن فتوبلاگتون برندارید و مطمئن باشید که بعد از چند ماه بازدیدتون
مرتب بالا تر میره چون هم از نظر گوگل و هم از نظر طرفدارانتان سایت مطمئن
تری هستید .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با آرزوی موفقیت &lt;/div&gt;
&lt;br /&gt;


												
												</description>
<pubDate>Sat, 16 May 2009 23:02:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=poloton&amp;postid=69</comments>
<dc:creator>poloton</dc:creator>
<guid>http://poloton.blogfa.com/post-69.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زندگی سه نفره</title>
<link>http://poloton.blogfa.com/post-68.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;بلاخره یه زندگی جدید شروع کردم یه زندگی سه نفره  بعد از یه شکست شیرین توی زندگیم حالا زندگی جدیدم داره جون میگیره .. تولد عشقی پاک که با اومدنش به زندگیم معنی رنک و طعم خوش با روزهای طلایی جوانی رو میده من از همین جا باید فریاد بزنم شادی زندگیم عاشقتم ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 06 May 2009 23:03:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=poloton&amp;postid=68</comments>
<dc:creator>poloton</dc:creator>
<guid>http://poloton.blogfa.com/post-68.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ديدار با دكتر منطقي در ميدان آزادي</title>
<link>http://poloton.blogfa.com/post-66.aspx</link>
<description>&lt;img height=&quot;332&quot; width=&quot;444&quot; src=&quot;http://poloton.persiangig.ir/document/manteghi.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img height=&quot;335&quot; width=&quot;447&quot; src=&quot;http://poloton.persiangig.ir/document/pepole.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img height=&quot;335&quot; width=&quot;447&quot; src=&quot;http://poloton.persiangig.ir/document/safir%20omid.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;


</description>
<pubDate>Tue, 10 Feb 2009 12:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=poloton&amp;postid=66</comments>
<dc:creator>poloton</dc:creator>
<guid>http://poloton.blogfa.com/post-66.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>Persians</title>
<link>http://poloton.blogfa.com/post-64.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;A 2,500-year-old cuneiform document ceremoniously displayed in a glass case at the United Nations in New York is revered as an &quot;ancient declaration of human rights.&quot; But in fact, argue researchers, the document was the work of a despot who had his enemies tortured.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Shah Mohammed Reza Pahlevi was planning a record-breaking gala. First he proclaimed the &quot;White Revolution,&quot; a land reform program, and then declared himself the &quot;Light of the Aryans.&quot; Finally, in October of 1971, he had taken it upon himself to celebrate &quot;2,500 years of the Iranian monarchy.&quot; The organizers of the celebration had promised to deliver &quot;the greatest show on earth.&quot;&lt;br /&gt;&lt;div style=&quot;width: 180px; text-align: left;&quot; class=&quot;spArticleImageBox spAssetAlignleft&quot;&gt;
	&lt;img width=&quot;180&quot; hspace=&quot;0&quot; height=&quot;180&quot; border=&quot;0&quot; title=&quot;The limestone tomb at Pasargadae of King Cyrus the Great.&quot; alt=&quot;The limestone tomb at Pasargadae of King Cyrus the Great.&quot; src=&quot;http://www.spiegel.de/img/0,1020,1243146,00.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;The Shah had 50 opulent tents set up amid the ruins of Persepolis. Invited dignitaries included 69 heads of state and crowned monarchs. The guests consumed 20,000 liters of wine, ate quail eggs with pheasant and gilded caviar. Magnum bottles of Château Lafite circled the tables.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;At the high point of the festival, the Shah walked to the grave of Cyrus II who, in the 6th century B.C., had conquered more than 5 million square kilometers (1.9 million square miles) of land in a long and bloody war.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;FROM THE MAGAZINE&lt;br /&gt;Find out how you can reprint this DER SPIEGEL article in your publication.&lt;br /&gt;Critics at the time complained that $100 million (€63 million) was a lot of money to spend celebrating the ancient Persian king. &quot;Should I serve heads of state bread and radishes instead?&quot; was the Shah&apos;s brusque rejoinder.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Religious leader Ayatollah Khomeini, still in exile at the time, was also quick to issue his scathing criticism: &quot;The crimes committed by Iranian kings have blackened the pages of history books.&quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;But the Shah knew better. Cyrus, he announced, was a very special man: noble and filled with love and kindness. The Shah insisted that Cyrus was the first to establish a right to &quot;freedom of opinion.&quot;^&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&apos;Ancient Declaration of Human Rights&apos;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Pahlevi also ensured that his view of history would be taken to the United Nations. On Oct. 14, just as the party in Persepolis was in full swing, his twin sister walked into the United Nations building in New York, where she handed a copy of a cuneiform document, about the size of a rolling pin, to then Secretary General Sithu U Thant. Thant thanked her for the &quot;historic gift&quot; and promptly praised it as an &quot;ancient declaration of human rights.&quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Suddenly even the UN secretary-general was insisting that Cyrus &quot;wanted peace,&quot; and that the Persian king had &quot;shown the wisdom to respect other civilizations.&quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Then Thant had the clay cylinder (which contains a supposedly particularly humane decree by Cyrus II dated 539 B.C.) displayed in a glass case in the main UN building. And there it continues to lie today, directly adjacent to a copy of the world&apos;s oldest peace treaty.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Those were grand gestures and grand words, but in the end it was nothing but a hoax that the UN had fallen for. Contrary to the Shah&apos;s claims, the cuneiform degree was &quot;propaganda,&quot; explains Josef Wiesehöfer, a scholar of ancient history at the University of Kiel in the northern Germany. &quot;The notion that Cyrus introduced concepts of human rights is nonsense.&quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Hanspeter Schaudig, an Assyriologist at the University of Heidelberg in the southwestern Germany, says that he too would be hard-pressed to see the ancient king as a pioneer when it comes to equality and human dignity. Indeed, Cyrus demanded that his subjects kiss his feet.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;The ruler was responsible for a 30-year war that consumed the Orient and forced millions to pay heavy taxes. Anyone who refused stood to have his nose and ears cut off. Those sentenced to death were buried up to their heads in sand, left to be finished off by the sun.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Did the UN simply believe this historical lie -- concocted by the Shah -- without any further examination?&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&apos;The UN Made a Serious Mistake&apos;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Art historian Klaus Gallas, who is preparing a German-Iranian cultural festival to take place in Weimar next summer, has now brought the matter to the public&apos;s attention. During his preparations for the festival he discovered the inconsistencies between the Shah&apos;s claims and the Cyrus decree. &quot;The UN made a serious mistake,&quot; says Gallas.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;The limestone tomb at Pasargadae of King Cyrus the Great.&lt;br /&gt;AFP&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;The limestone tomb at Pasargadae of King Cyrus the Great.&lt;br /&gt;Despite having been contacted by SPIEGEL several times, the organization has declined to comment on the incident. Indeed, the UN Information Service in Vienna continues to insist that many still consider the cuneiform cylinder from the Orient to be the &quot;first human rights document.&quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;The aftermath of the hoax has been disastrous. Even German schoolbooks describe the ancient Persian king as a pioneer of humane policies. According to a forged translation on the Internet, Cyrus even supported a minimum wage and right to asylum.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&quot;Slavery must be abolished throughout the world,&quot; the fake translation reads. &quot;Every country shall decide for itself whether or not it wants my leadership.&quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Even Shirin Ebadi, the 2003 winner of the Nobel Peace Prize, was taken in by the hoax. &quot;I am an Iranian. A descendant of Cyrus the Great,&quot; she said in her speech in Oslo. &quot;The very emperor who proclaimed at the pinnacle of power 2,500 years ago that ... he would not reign over the people if they did not wish it.&quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;The experts are now stunned at this example of a rumor gone wild.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;If one thing is clear, it is that the figure at the center of this hoax radically shook the ancient Orient like no other ruler. With what German scholar Wiesehöfer calls &quot;military strokes of genius,&quot; Cyrus advanced with his armies to India and to the Egyptian border. He is considered the creator of a new kind of country. At the height of his power, he was the ruler of a magnificent empire bursting with prosperity.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;RELATED SPIEGEL ONLINE LINKS&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;    *&lt;br /&gt;      From the Archive: False Gods: &apos;Ancient&apos; Forgeries Fool Art Markets (01/23/2008)&lt;br /&gt;    *&lt;br /&gt;      Don&apos;t Fake the Pharaohs: Egypt Planning Pyramid Copyright (12/27/2007)&lt;br /&gt;    *&lt;br /&gt;      Raiders of the Lost Codex: Scholars Piece Together Ancient Bible (04/23/2007)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;But it all began far more modestly. Born the son of an insignificant minor king in what is today southwestern Iran, the young man mounted the throne in 559 B.C.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Even in antiquity, bizarre legends were associated with the king. According to one of them, Cyrus grew up in the wild and was nursed by a female dog. There are no contemporary images of him.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;His neighbors to the west soon felt the brunt of this man&apos;s determination. After conquering the neighboring Elamite people, he attacked the Median Empire in 550 B.C. with his army&apos;s fast combat chariots and soldiers dressed in bronze armor.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;After that, the upstart king invaded Asia Minor, or modern Turkey, where hundreds of thousands of Greeks lived in colonies. Well-to-do citizens from Priene were enslaved.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;
&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.spiegel.de/international/world/0,1518,grossbild-1235546-566027,00.html&quot;&gt;&lt;img width=&quot;180&quot; hspace=&quot;0&quot; height=&quot;180&quot; border=&quot;0&quot; src=&quot;http://www.spiegel.de/img/0,1020,1235547,00.jpg&quot; alt=&quot;The Walls of Babylon, now at the Pergamon Museum in Berlin.&quot; title=&quot;The Walls of Babylon, now at the Pergamon Museum in Berlin.&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;UN Treasure Honors Persian Despot&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;By Matthias Schulz&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &apos;One of the Most Magnificent Documents Ever Written&apos;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;The general recuperated from the trials of war at his residence in Pasargadae. It was surrounded by an irrigated garden known as the &quot;paradeisos&quot; and was home to a sumptuous harem.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;But Cyrus soon became restless in his palace and returned to the front, this time heading east to Afghanistan. His life ended at 71, somewhere in Uzbekistan, when a spear punctured his thigh. He died three days later.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;The Walls of Babylon, now at the Pergamon Museum in Berlin.&lt;br /&gt;Zoom&lt;br /&gt;DPA&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;The Walls of Babylon, now at the Pergamon Museum in Berlin.&lt;br /&gt;Courageous in battle and adept in the politics of running his empire, Cyrus, says Wiesehöfer, was a &quot;pragmatist&quot; who attained his goals with &quot;carrots and sticks.&quot; But he was no humanist.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Some Greeks praised the conqueror. Herodotus and Aeschylus (who lived after Cyrus&apos;s death) called him merciful. The Bible describes him as the &quot;anointed one,&quot; because he supposedly permitted the abducted Jews to return to Israel.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;But modern historians have long since debunked such reports as flattery. &quot;A shining image of Cyrus was created in antiquity,&quot; Wiesehöfer says. In truth, he was a violent ruler, like many others. His army ransacked residential neighborhoods and holy sites, and the urban elites were deported.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Only the Shah, who had his own problems in the 1960s, could have come up with the idea of reinterpreting this man as an originator of human rights. Despite his SAVAK secret police&apos;s notorious torture practices, there was resistance throughout the country. Marxist groups carried out bombings while mullahs called upon their followers to resist the government.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;In response, the Shah attempted to invoke his ancient predecessors. Just as Cyrus was once the father of the nation, he insisted, &quot;So am I today.&quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&quot;The history of our empire begins with the famous proclamation by Cyrus,&quot; the Shah claimed. &quot;It is one of the most magnificent documents ever written on the spirit of freedom and justice in the history of mankind.&quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;One thing is true, and that is the clay cylinder documents a banal story of political betrayal. When the text was written in 539 B.C., Cyrus found himself in what was probably the most dramatic part of his life. He had dared to attack the New Babylonian Empire, his powerful rival for dominance of the Orient, a realm that extended all the way to Palestine. Its capital, the magnificent city of Babylon, crowned by a 91-meter tower, was also a center of knowledge and culture. The empire itself was bristling with weapons.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Nevertheless, the Persian ruler decided to risk attacking the Babylonians. His troops marched down the Tigris River. After attacking the fortified city of Opis and killing all prisoners, they advanced on Babylon.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Babylonian Betrayal&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;There, barricaded behind an 18-kilometer (11-mile) wall around the city, sat Cyrus&apos; beleaguered enemy: King Nabonid, an old man of 80.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;At that very moment, the priests of the god Marduk were committing treason against their own country. Angry over the loss of power they had suffered under their king, they secretly opened the gates and allowed hostile Persian negotiators to enter the city. Nabonid was banished and his son murdered.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Cyrus&apos; Persian Empire&lt;br /&gt;Zoom&lt;br /&gt;DER SPIEGEL&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Cyrus&apos; Persian Empire&lt;br /&gt;The conditions for a complete surrender were then hammered out. Cyrus demanded the release of fellow Persians who had been carried off in earlier wars. He also insisted on the return of stolen statues of gods.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;These were the passages that the Shah would later reinterpret as a general rejection of slavery. In truth, Cyrus merely freed his own followers.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;In compensation for their treacherous services, the priests were given money and estates. In return, they praised Cyrus as a &quot;great&quot; and &quot;just&quot; man and as someone who &quot;saved the entire world from hardship and distress.&quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Only after all the arrangements had been made did the king enter Babylon, riding in through the blue-glazed Gate of Ishtar. Reeds were spread on the ground at his feet. Then, as is written in line 19 of the Cyrus proclamation, the people were permitted to &quot;kiss his feet.&quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;There is no evidence of moral reforms or humane commandments in the cuneiform document. Assyriologist Schaudig calls it &quot;a brilliant piece of propaganda.&quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;But the legend of this prince of peace had been born, thanks to the wily priests of Babylon. And since it was placed on a pedestal by the UN, it has become even more inflated.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;NEWSLETTER&lt;br /&gt;Sign up for Spiegel Online&apos;s daily newsletter and get the best of Der Spiegel&apos;s and Spiegel Online&apos;s international coverage in your In- Box everyday.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Iran&apos;s mullahs have not escaped the Cyrus cult. In mid-June, the British Museum in London announced that it planned to lend the valuable original cylinder to Tehran. It has become an object of Persian national pride.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&quot;The German Bundestag even recently received a petition to have the proclamation exhibited in a glass case at the Reichstag building,&quot; says Gallas.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;The petition was denied, and yet the distortion of history continues. With its disastrous tribute, the UN gave birth to a seemingly never-ending rumor.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;As the saying from the Orient goes: &quot;A fool may throw a stone into a well which a hundred wise men cannot pull out.&quot;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Mon, 09 Feb 2009 23:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=poloton&amp;postid=64</comments>
<dc:creator>poloton</dc:creator>
<guid>http://poloton.blogfa.com/post-64.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آمار جمعيت دختران و پسران مجرد به نقل از خبرگزاري آفتاب</title>
<link>http://poloton.blogfa.com/post-63.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 51, 153);&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;!-------------------------------------Time---------------------------------------&gt;
						&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma&quot;&gt;ازدواج
مقدس ترين پيوند زندگي است كه سلامت روح و روان زوجين را تضمين مي كند.
اما متأسفانه در سالهاي اخير، كمبود زمينه هاي مناسب اشتغال، ادامه تحصيل،
عدم دسترسي به مسكن مناسب، بالا رفتن هزينه هاي زندگي، تغيير معيارهاي
انتخاب همسر و كمرنگ شدن مسؤوليت پذيري در بين جوانان باعث به وجود آمدن
مانع بر سر راه ازدواج به موقع شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براساس آمارهاي رسمي،&lt;strong&gt; آمار جمعيت دختران مجرد &lt;/strong&gt;زير 35 سال كشور به 6 ميليون
و يكصد هزار نفر مي رسد.&lt;strong&gt; اين در حالي است كه جمعيت پسران مجرد &lt;/strong&gt;زير 30 سال
از 4 ميليون و سيصد هزار نفر تجاوز نمي كند. اين آمار نشان دهنده اين مطلب
است كه در خوشبينانه ترين حالت نيز دو ميليون و چهارصد هزار دختر ايراني
هيچ گاه فرصت ازدواج به دست نخواهند آورد.&lt;br /&gt;
بررسيهاي نمونه اي سال 80 نشان مي دهد 58/5 درصد زنان جوان و 34/2 درصد مردان جوان مجردند.&lt;br /&gt;
جامعه شناسان معتقدند كه عامل اقتصادي نقش مهمي در شكل گيري پديده ازدواج
دارد، اين در حالي است كه تأخير در سن ازدواج باعث افزايش ناسازگاري زوجين
مي شود و بالا رفتن سن ازدواج و افزايش طلاق مانند يك دور تسلسل يكديگر را
تقويت مي كنند.&lt;br /&gt;
دكتر مصطفي اكبريان، جامعه شناس در اين باره مي گويد: در بالا رفتن سن
ازدواج دختران دو عامل مهم دخالت دارد؛ عامل اول به نگرش و طرز تفكر
دختران امروز با همتايان آنها در دهه گذشته بر مي گردد كه تفاوت اساسي
يافته است. آنها يك سري خواسته ها و عواملي را مد نظر قرار مي دهند كه در
نگاه دختران ديروز ارزش نبوده است. عامل دوم به شرايط اقتصادي جامعه بر مي
گردد.&lt;br /&gt;
تورم و مشكلات اقتصادي حاكم بر جامعه و خواسته هايي كه خانمها دارند باعث
مي شود پسران از ازدواج سر باز زنند و در اين صورت دختران هم وارد بازار
كار مي شوند تا سربار خانواده نباشند.&lt;br /&gt;
وي مي افزايد: با توجه به تأثير عميق ارتباطات در جهان، توجه به اين تفكر
كه زنها با استقلال مالي مي توانند از تصميم گيريهاي خاصي برخوردار شوند
در جامعه ما رسوخ كرده است از طرفي بالا رفتن سن ازدواج افزايش آمار طلاق
را نيز به همراه داشته است.&lt;br /&gt;
وي در خاتمه تأكيد مي كند: مسأله اشتغال و تحصيل دختران نشأت گرفته از
تفكرات جديدي است در حالي كه جامعه ما هنوز تحت تأثير تفكرات سنتي است لذا
نمي تواند اين گونه رفتارها را بپذيرد و همين مسأله زمينه اختلافها را
پديد مي آورد. تفكر جديد اگر مغاير با ارزشهاي جامعه باشد مضر و اگر در
راستاي باورهاي جامعه حركت كند، مفيد است.&lt;br /&gt;
وي با تأكيد بر اينكه نمي توان جلوي اين دگرگوني را گرفت و اين چرخه تغيير
بايد در جامعه وجود داشته باشد، تصريح مي كند: بايد از طريق مكانيزم آموزش
در اين زمينه تلاش شود تا باورها و ارزشها محترم شمرده شده و در عين حال
تفكرات جديد آموزش داده شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحصيل و بيكاري دو مانع بزرگ!&lt;br /&gt;
نتايج يك نظرسنجي كه توسط يكي از سازمانهاي دولتي تحت عنوان &quot;طرح ساماندهي
ازدواج&quot; انجام شده نشان مي دهد كه بيش از 60 درصد افراد مورد پرسش، تحصيل
را عاملي در تأخير سن ازدواج مي دانند. آنها در عين حال معتقدند اگر امكان
ادامه تحصيل وجود داشته باشد، بهتر است ديرتر ازدواج كرد و فرصتهاي تحصيلي
و شغلي را از دست نداد. در اين مورد دختران بيشتر از پسران معتقدند كه
ازدواج در سنين پايين تر فرصت تحصيلي و اشتغال را از دختران سلب مي كنند.&lt;br /&gt;
در اين نظرسنجي بيش از 80 درصد افراد به ضرورت پايين تر بودن سن زن از مرد
در هنگام ازدواج و هم سطح بودن وضع اقتصادي دختر و پسر معتقد بودند.&lt;br /&gt;
بيش از 90 درصد نيز نداشتن شغل را مانع اصلي ازدواج مي دانند و 64 درصد
تناسب سطح تحصيلات دختر و پسر را در مورد ازدواج شرط اصلي مي دانند.&lt;br /&gt;
به نظر 80 درصد افراد، مهريه سنگين مانعي براي ازدواج جوانان محسوب مي شود
و حدود 69 درصد آنها، مهريه سنگين را پشتوانه زن نمي دانند، اين در حالي
است كه 4/67 درصد جوانان نداشتن مسكن مستقل را مانع ازدواج نمي دانند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تجرد، تهديد نهاد خانواده&lt;br /&gt;
دكتر علي فرجام، روانشناس اجتماعي در مورد پيامدهاي منفي خودداري از
ازدواج مي گويد: اين مسأله باعث مي شود كه نظام خانواده تهديد شود و
ساختار آن همچون گذشته محكم و با ثبات نباشد زيرا كم كم به سمتي حركت مي
كنيم كه بروز عشق طبيعي و انساني، ابراز علاقه و ارضاي عاطفي كه فرد در
ازدواج داشته سير درست خود را از دست مي دهد و اولين پيامد اين مسأله اين
است كه جامعه آبستن بسياري از آسيبها و انحرافات اجتماعي نوظهور و
ناشناخته مي شود.&lt;br /&gt;
در چنين جامعه اي آمار فساد و فحشا به سرعت بالا مي رود و نابسامانيهاي اجتماعي گسترش پيدا مي كند.&lt;br /&gt;
وي مي افزايد: مسأله بحران ازدواج جوانان تنها با واكسينه كردن جامعه از طريق برگزاري جشنهاي ازدواج دانشجويي حل نمي شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
9/3 درصد در يك سال؛ افزايش سن ازدواج خانمها&lt;br /&gt;
صدرالدين بلادي موسوي، كارشناس مركز آمار ايران درباره افزايش سن ازدواج
زنان ايراني مي گويد: ميانگين سن ازدواج زنان ايراني در سال گذشته 9/3
درصد نسبت به سال پيش از آن افزايش يافت. به طوري كه ميانگين سن اوليه
ازدواج براي مردان از 24 در سال 65 به 7/36 سال در سال 83 و براي زنان از
20 به 9/23 سال در اين مدت رسيده است.&lt;br /&gt;
وي با اشاره به اينكه شمار ازدواجها در سال 65، 7 در يكهزار نفر بوده، مي
افزايد: اين رقم به بيش از 10 در يكهزار نفر در سال 83 رسيد.&lt;br /&gt;
وي تأكيد مي كند: در همين سال، تجرد 16 درصد زنان بي همسر شده به دليل فوت همسر و 39 درصد بر اثر طلاق بوده است.&lt;br /&gt;
با گذشت بيش از ربع قرن كه از انقلاب مي گذرد، جمعيت زنان حدود 4/33
ميليون نفر شده و نسل اول انبوه مواليد، هم اكنون به سن اشتغال و باروري
رسيده اند.&lt;br /&gt;
در سال 82 از جمعيت 5/67 ميليوني كشور 4/33 ميليون نفر زن هستند و حدود
5/59 درصد كل زنان كشور در سن باروري 15 تا 49 سال قرار دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دخترها نمي دانند چه مي خواهند&lt;br /&gt;
دكتر حسيني، جامعه شناس نيز با بيان اينكه در جامعه كنوني، ازدواج سنتي
رنگ باخته است و امروز نوع نياز مردان و زنان به ازدواج با گذشته هاي دور
تفاوت اساسي پيدا كرده است، مي گويد: ديگر هيچ دختري با معيارهاي سنتي خود
را خوشبخت نمي بيند، دختر جواني كه تحصيلات خود را به پايان رسانده و در
طول سالهاي تحصيل زندگي آينده خود را طرح ريزي كرده است، هرگز با ذهن
خالي، بدون انگيزه و به صورت كاملاً مبتدي وارد زندگي مردي نمي شود كه به
او امر و نهي كند، او خواهان زندگي است كه در آن از حقوقي مساوي با شريك
زندگيش برخوردار باشد.&lt;br /&gt;
وي مي افزايد: در گذشته اولويتها متفاوت بود، مثلاً اولويت يك دختر تنها
اين بود كه به خانه بخت روانه شود و جز اين اولويتي برايش متصور نبود اما
امروزه يك دختر، ميان تحصيلات دانشگاهي و ازدواج اولويت گزيني مي كند و
دختري كه انتخاب اولش داشتن همسر است، قطعاً از اشتغال و تحصيل دست شسته
است.&lt;br /&gt;
وي تأكيد مي كند: واقعيت اين است كه اگر ازدواج ضمن نفي اولويتهاي به حق
طرفين، آنان را به سوداگري، سياست ورزي، منازعه و فريب وادارد، مايه سقوط
شخصيت و سد راه كمال آنان خواهد بود.&lt;br /&gt;
وي با اشاره به اين مطلب كه بسياري از دختران جوان نمي دانند همسر
مطلوبشان بايد داراي چه خصوصياتي باشد، مي گويد: متأسفانه در جامعه ما،
بسياري از دختران، تعريفي از آنچه كه مطلوب آنان است ندارند زيرا هنوز
جامعه براي اجتماعي شدن جوانان و به عهده گرفتن نقشها، كاري نكرده است.&lt;br /&gt;
اين جامعه شناس با بيان اينكه آموزش و پرورش فقط نقش تعليم را بر عهده
گرفته است مي افزايد: هيچ نهاد آموزشي ديگري هم نداريم كه دختران و پسران
جوان را براي مسؤوليت پذيري و عهده دار شدن نقشها آماده كند.&lt;br /&gt;
به گفته وي، هر وقت دختران و پسران ما از عهده اين مسؤوليت برآيند به
راحتي مي توانند ازدواج كنند اما از آنجا كه براي عهده داري اين مسؤوليت
تربيت نشده اند، گاهي حتي در شرايط اجبار خانواده و جامعه سعي مي كنند از
پذيرفتن اين مسؤوليت فرار كنند.&lt;br /&gt;
وي در خاتمه مي افزايد: زندگي مشترك براي بسياري از دختران و پسران جامعه
ما به معناي پذيرش قيد و بند است به تصور خانمها، ازدواج يعني محدود شدن
آزادي آنها، در حالي كه آزاد بودن و يا مسؤوليت پذيرفتن، يك قرارداد دو
طرفه است و نمي شود انجام مسؤوليت و يا رهايي از آن را به نفع خود، فقط از
ديگري انتظار داشته باشيم و همين عاملي مي شود كه جوانان به راحتي از
ازدواج فاصله مي گيرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردها هم مي ترسند!&lt;br /&gt;
اكبري، 35 ساله و كارمند در مورد تأخير در ازدواج مي گويد: علتهاي زيادي
وجود دارد كه يك مرد ازدواج نكند، گذشتن از مرز سي سالگي، سخت گيري و مشكل
پسنديها را به وسواس يا ترس تبديل كرده است تا جايي كه عالم مجردي، به شكل
عادتي بي درد سر جلوه مي كند.&lt;br /&gt;
وي مي افزايد: از وقتي كه قرار بود ازدواج كنم به بهانه فراهم كردن رفاه زندگي ازدواجم را به تأخير انداختم.&lt;br /&gt;
بعدها عدم مسؤوليت پذيري و راحت طلبي، مرا در مسير ديگري قرار داد، طوري
كه به خود مي گفتم، مگر عمر چقدر است كه آن را در مخمصه ديگري قرار دهم؟ و
يا چه كسي وفادار است كه عمرم را وقف او كنم؟ به خصوص كه اين روزها عاطفه
و محبت هم كمرنگ شده است.&lt;br /&gt;
به مرور زمان هم ترسي از مسؤوليت پذيري محور اصلي گريز من از ازدواج شد و بعيد به نظر مي رسد كه ديگر ازدواج كنم.&lt;br /&gt;
محسن 37 ساله نيز كه تاكنون ازدواج نكرده است، مي گويد: جامعه ما همه
مسؤوليتها را بر عهده مرد گذاشته است و مرد بايد همه فشارها و مسؤوليتهاي
زندگي را يك تنه به دوش بكشد، در حالي كه زندگي مشترك در شرايط روزگار ما
غير از اين را مي طلبد. البته منظورم اين نيست كه زن بايد نان آور زندگي
باشد بلكه منظورم سهيم شدن زن و مرد در مسؤوليتهاي مشترك زندگي است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 09 Feb 2009 06:45:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=poloton&amp;postid=63</comments>
<dc:creator>poloton</dc:creator>
<guid>http://poloton.blogfa.com/post-63.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
