تبليغاتX
فتوبلاگ پارس Photoblog Pars

خواب مونده بودم وقتی بیدار شدم دیدم که از وقت حرکت سرویس خیلی گذشته سر کار نرفتم فردا پنجشنبه است و تعطیل. با خودم گفتم  دیگه سرکار نمی رم میرم یه گواهی پزشکی میگیرم و ... به همین منظور رفتم کلینیک و به خانوم دکتر توضیح دادم که جریان از چه قراره !

دکتر کفت باشه برات گواهی رو مینویسم ولی داروهاش رو خودم حساب میکنم و برمیدارم گفتم باشه با دکتر رفتیم داروخانه و دکتر داروها رو میخواست بگیره که یه خانوم  مسن گفت بچه من مریضه نظر ابوالفظل کردم که دارو های مردم رو حساب کنم تا خوب بشن تا خدا بچه من رو خوب کنه !؟؟

بعد رو به من کرد و گفت تو مریضی منم گفتم بله .  یه مقدار پول گذاشت تو جیبم اونم جلوی اون همه آدم تو داروخونه !! من آب شدم رفتم تو زمین من اصلا نیازی به اون پول نداشتم بهم گفت : دعاکن بچه من خوب بشه . 

تا حالا دعای فروشی ندیده بودیم که حالا دیدیم .ولی این کار درسته که کمک به مردمه ولی کمک به مردم باید در نهان باشه و اونم به کسی که مستحق باشه .  نه مولتی میلیاردری مثل من ( البته این جمله آخر دروغه )

 

 

 

 

نوشته شده در توسط محسنی Mohseni


نوشته شده در توسط محسنی Mohseni