می توان در واکنش به این توهین آشکار موضعی انتقام جویانه گرفت. می توان نوشت شما عربها که تا دیروز ملخ می خوردید ( عرب در بیابان ملخ میخورد سگ اصفهانی آب یخ میخورد ) و یا هنوز در کشورهایتان زنان با چهارپایان تفاوتی ندارند حق اظهار نظر در مورد ایران را ندارید. می توان حتی تلخ تر شد و از عقب ماندگی ها و جهالت های عربی سخن گفت و تمدن اصیل ایران را به رخ کشید. اما چه سود. بهتر نیست با لحظه ای تامل و خویشتنداری بیشتر به چرایی این اتفاق فکرکرد.
آیا تنها این هوادارن نانسی عجرم و امثال جورج بوش هستند که بخاطر کثیف و یا شرورخطاب قرار دادن کشورمان باید مورد سرزنش قرار بگیرند؟ خودمان در ساختن این ذهنیت چه نقشی داشته ایم؟
حکومت مان، شعارهایمان، دخالت هایمان در امور کشورهای دیگر و آنچه در فلسطین و لبنان و عراق می گذرد در ساختن این ذهنیت ها بی تاثیر نبوده است؟ گرچه در هر حال این توهین آشکار محکوم و مذموم است. با همه این صحبتها به نظر شما دلیلی برای خوب بودن اعراب نسبت به ایران وجود دارد این چیزها را در بازیهای فوتبال و حتی المپیک دیدیم باز هم بچسبید به عرب دزد که به سر ستونهای تیسفون هم رحم نکرد !
خیلی وقت بود که نتونسته یودم کار گرافیکی کنم و عکس تو فتوبلاگم بزارم اینم سه تا پوستر از کارهای خودم تقدیم به خوانندگان وبلاگم بقیه پوسترها را در ادامه مطلب ببینید .
بعضی وقتها آدم چیزایی رو میبینه که به انسان بودن دینداری و داشتن تمدن بعضیها شک میکنه ونمیتونه اونها رو هضم کنه مجبور میشه بالا بیاره امروز وقتی توی تلفن همراه همکاران شرکت دختری هرزه را دیدم که به شکل فجیهی کتکش میزدند به قصد کشت به درورش جمع شده با لگد به صورت دختر ضربه میزدند به صورتی که دخترک با صورت خونین وبدن لاجون خود فکر نمیکنم طاقت یک ضربه هم داشت و از آن بدتر گرفتن فیلم با موبایل ها و به اشتراک گذاشتن ( بلوتوث) این اعمال خشونت بار و خندیدن به این واقعه . در آخر بلوک سیمانی را بلند کرده و روی سرش زدند تا خون اززیر سر آن دخترک جاری شد و احتمالا مرد. بعد دیدن این فیلم حالم بد شد و برای اولین بار از ایرانی بودنم حالم به هم خورد واقعا درک کردم فرد ایرانی چرا خود را در کشورهای دیگر اسپانیایی یا ایتالیایی و ... جا میزند و چرا فیلم 300 را در مورد ما میسازند چون واقعا داریم به خوی بربریت روی می آوریم وحشی شده ایم من واقعا زبانم بند آمده بود نمی خواهم کار زشت دخترک را توجیه کنم ولی اول اینکه ما قانون داریم و قانون میگوید کسی که جرمی مرتکب شده باید شاکی داشته باشد و دوم اینکه کسانی که حالا فرض مثال حرکت اورا دیده اند مجری قانونند یا قانونگذار؟ سوم اینکه کسی که در میان جمع و حتی در تنهایی قادر به همچین کاری است قصاوت قلب دارد ( می دانیم که کسی که برای اولین بار میخواهد کار مشکل داری را انجام دهد مانند قتل برایش مشگل است مگر چندین بار این کار را انجام داده باشد تا قصاوت قلب پیدا کند ) پس فکر میکنم آن کسی که آنجا عقده های درونیش را خالی میکرد زاده شعور بربرها یا مغولها بوده است. در پایان باید بگویم کسی را داخل قبر کسی دیگر نمیگذارند ( گناه کسی را برای کس دیگر نمینویسند) .
خانومي با وبلاگ فارس سگ جوکها و نوشتارهاي بسيار توهين آميز تاريخ تمدن ايرانيان را زير سوال ميبرد حالا چرا ؟ دليلش را خدا ميداند و ... می خواستم ازشما خانوم فارس سگ يه سوال بپرسم مگر شما در آذربايجان ايران نيستي مگر ايراني حساب نمي شوي يا خودت را تافته جدا بافته مي داني فارس ترک لر بلوچ يا هر کجاي دنيا همه انسانيم وبا هم برابريم پدر و مادر تمام مردمان دنيا چه زن چه مرد زاده آدم و حوا هستند پس سعي کن انسان باشي و اين چيزها را درک کني به نظر شما درست است که فارسي هم بيايد و اسم ترک خر را براي وب خودش بگذارد نه اين درست نيست. يه ضرب المثل هست که ميگه به حرف گربه سياه باران نمي آيد اين ضرب المثل ترکيه اين رو که قبول داري با اين کارها داري قوم ترک رو زير سوال ميبري ! و کار خاص ديگه اي انجام نميدي مثل اين ميمونه که يه آدمي رو زدن بعد فرار ميکنه و ناسزا ميگه اين نشونه ضعف هر آدميه ! واقعا حيف انسانهاي بزرگي چون استاد شهريار
فيلمساز ايراني، مرجان ساتراپي که کمدي سياهش درباره بزرگ شدن تحت حاکميت آيتاللهها، ايران را برافروخته است، ميگويد تهران بيخودي سر و صدا ميکند و او به ايران باز
نخواهد گشت.
فيلم انيميشن "پرسپوليس" – بر اساس کتاب مصور پر فروش ساتراپي – از جمله کانديداهاي جايزه کان به شمار ميآيد. اتوبيوگرافي انتقادي مرجانه ساتراپي که دهههاي ۱۹۷۰ و ۸۰ را در برميگيرد، مجدداً توجه را به سوي ايران جلب کرده است. او در مصاحبهاي ميگويد: «اين يک فيلم سياسي نيست؛ يک فيلم عام است که وقايعش ميتواند در هر جايي از جهان اتفاق بيافتند.»
تهران با اين نظر مخالف است و ديروز وزير امور خارجه فرانسه اين ادعاي ايران را تکذيب کرد که انتخاب فيلم ساتراپي براي جشنواره کان، علتي سياسي داشته است.سخنگوي اين وزارتخانه گفت: «اين فيلم به دلايل هنري انتخاب شده است. اين فيلم به وسيله مسئولان جشنواره برگزيده شده که تحت اتوريته دولت قرار ندارند.»
بنياد دولتي سينماي فارابي، درنامهاي خطاب به وابسته فرهنگي فرانسه در تهران، فيلم را "تصويري غير واقعي از نتايج و دستاوردهاي انقلاب اسلامي" ناميد. مرجان ساتراپي در پاسخ گفت: «اين فيلمي درباره يک زندگي است. فيلمي که عشق و صلح را ميطلبد. بعد از ديدن اين فيلم، ديگر نميخواهيد جنگ يا انقلاب کنيد.»
اين فيلم، يکي از ۲۲ فيلم کانديد جايزه نخل طلايي در روز يکشنبه، از دريچه چشمان دختري به وقايع ايران از سال ۱۹۷۸ مياندازد. او در زمان سرنگوني شاه و وقوع انقلاب و برقراري رژيم اسلامي، دختري ۸ ساله بوده است.اين فيلم انيميشن درباره اثرات جنگ ايران و عراق، سياست اخلاقي اسلامي و درد تبعيد بر مردم عادي، بيش از يک دهه زندگي مرجان ساتراپي را در بر ميگيرد.
"پرسپوليس" پسران جواني را نشان ميدهد که کليدهاي پلاستيکي بهشت را دريافت ميکنند تا در جنگ خونين عليه عراق شرکت کنند، دختراني را که در کلاسهاي طراحي، تصاوير "برهنه" را در چادر ميپوشانند و پاسداران ريشويي که دختران را از راه رفتن در خيابان با باسنهاي جنباننده تحريک کننده منع مي کنند.
ساتراپي ميگويد نقطه اوج، صحنه اي است که به خاطر ترس از دستگيري به علت داشتن آرايش، به پليس "امر به معروف و نهي از منکر" رهگذر بيگناهي را نشان ميدهد و ادعا ميکند که او مزاحمش شده است.
او ميگويد: بدترين عمل در فيلم از سوي خودم است؛ اين از سوي پاسداران انقلاب اسلامي نيست. موضوع فيلم، صادق بودن نسبت به خود است؛ اين فيلمي انساندوستانه است. من واقعاً عقيده دارم درست در اين لحظه از تاريخ انسان که ما بيش از هر زمان ديگري به آن نياز داريم، انساندوستي کلمهايست که قدرت و معنايش را از دست داده است. ما بايد ملاحظاتي همچون مردانگي و زنانگي، شرقي بودن يا غربي بودن، يا اين و آن مذهب را کنار بگذاريم و فقط بکوشيم با ضعفهاي انساني به بهترين وجه عمل کنيم
اینم نام یک فیلم مستند که برای جواب به فیلم کثیف ۳۰۰ ساخته شده که به نظر من اصلا کافی نیست . بقیه عکسها را در ادامه مطلب ببینید
فاصله عشق هاي کوچک را از بين مي برد ولي عشق هاي بزرگ را قوت مي بخشد.مثل باد که شمع را خاموش مي کند ولي آتش را شعله ور مي سازد .

